عزت الله مولايى نيا همدانى
87
نسخ در قرآن ( فارسى )
وَ إِذا بَدَّلْنا آيَةً مَكانَ آيَةٍ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما يُنَزِّلُ قالُوا إِنَّما أَنْتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ . « 1 » « ما هرگاه آيتى را از راه مصلحت ، نسخ كرده و به جاى آن ، آيتى ديگر آوريم ، در صورتى كه خدا بهتر مىداند تا چه چيز نازل كند ، كفار گويند : تو هميشه افترا مىبندى ، چنين نيست ، بلكه اكثر اينها نمىفهمند » . با تدبر در آيات فوق ، دقيقا روشن مىشود كه « ازاله » تنها مفهومى است كه با « نسخ » و « محو » و « تبديل » انسجام كامل و طبيعى دارد و همان معنايى است كه واژهء « نسخ » دلالت وضعى لغوى بدان دارد « 2 » . بويژه دانشمندان « فقه اللغه » چون ابن فارس و غيره مىگويند : در تفسير لغات و دستيابى بر مفاهيم حقيقى كلمهها ، بسيار بايد بر امور حسى و طبيعى اعتماد نموده و بر اساس آنها معنا گردد . و « نسخ » بنابر اين نظريه ، همان در مقابل مفهوم « ازاله » وضع شده است ؛ چنان كه در « نسخ » باد آثار را و پيرى جوانى را اين همان اصل و ريشه آن است و اما معانى ديگر چون : نسخه بردارى از نوشتارى با امر طبيعى انسجام كاملى ندارند « 3 » . ابن فارس گزارش داده است كه قياس « نسخ » برداشتن چيزى و نهادن چيز ديگرى به جاى آن مىباشد . و اما انتقال چيزى به چيزى مجاز و كنايه از آن است « 4 » . و لكن بايد به اين نكته توجه كرد كه در حقيقت ، ارزش بازشناسى معناى حقيقى واژهء نسخ » از معانى ديگر آن به اندازهء ارزش و اهميت شناختن معناى لغوى اين واژه كه با انديشه و ايدهء « نسخ » قرآنى سازگار بوده و انسجام طبيعى بيشترى داشته باشد ، نمىباشد « 5 » ، از همين رو بايد ديد كه كداميك از معانى سهگانه با معناى اصطلاحى
--> ( 1 ) نحل : 101 . ( 2 ) سيد محمد باقر حكيم ، پيشين ، ص 156 . ( 3 ) مصطفى زيد ، پيشين ، ج 1 ، ص 66 ، ذ فقرةء 82 . ( 4 ) احمد بن فارس ، مقاييس اللغة ، پيشين ، ج 5 ، صص 424 - 425 مادّهء « نسخ » . و نيز ر . ك : احمد بن محمد فيومى ، ( ت 770 ه . ق ) ، پيشين ، ج 2 ، ص 308 ، به نقل از ابن فارس ، و مصطفى زيد ، پيشين ، ج 1 ، ص 67 ، فقرهء 78 - 85 . ( 5 ) ر . ك : سيد محمد باقر حكيم ، همان .